![]() |
![]() |
|
|
چهار دانشجو که کاملا به آمادگی خودشان اعتماد کامل داشتند
يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهری ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايي که لاستيک زاپاس نداشتيم تا مدت زمانی طولاني نتوانستيم کسي را پیدا کنیم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.»..... استاد کمی تامل کرد وسپس پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولين مسأله نگاه کردند که ۲ نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند..... سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۱۸ امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال اين بود: « کدام لاستيک پنچر شده بود؟» |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 30 دی1387ساعت 21:0 توسط امیر فرهاد بخشی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
× طراح گرافیک و دکوراسیون.
× عكاس.مشاور و مجری تبلیغات × کارشناس ارشد گرافيك(دانشگاه هنر) × مدرس دانشگاه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|